هوندا CBR1000RR در مقابل BMW S1000RR: کدام سوپربایک واقعاً در دنیای واقعی برنده است؟
پاسخ کوتاه: BMW S1000RR در اعداد عملکرد خام برنده است، اما هوندا CBR1000RR در قابلیت اطمینان طولانی مدت، دوام مکانیکی و هزینه کل مالکیت برنده است. . هر دوی این دوچرخهها سوپر دوچرخههای 1000 سیسی واقعی هستند که میتوانند دورهای زیر 2 دقیقهای نوربرگ رینگ را در دستان مناسب طی کنند، اما فلسفههای مهندسی اساساً متفاوتی را نشان میدهند. اگر شما یک جنگجوی روز دنیا هستید که یک دهم ثانیه آخر را می خواهید، S1000RR سخت است که با آن مخالفت کنید. اگر شما سواری هستید که میخواهید 100000 کیلومتر بدون باز کردن موتور طی کنید، CBR1000RR - که حول یک بلوک سیلندر آلیاژی آلومینیومی و تحملهای وسواسآمیز ساخت هوندا ساخته شده است - دستگاه هوشمندتر است.
این مقاله تمام ابعاد اصلی را تجزیه می کند: معماری موتور، تحویل نیرو، دینامیک شاسی، الکترونیک، هزینه های تعمیر و نگهداری و تجربه مالکیت طولانی مدت. این مقایسه از دادههای مشخصات تولید مربوط به سالهای مدل ۲۰۲۴ استفاده میکند، مگر اینکه خلاف آن ذکر شود.
معماری موتور: دو رویکرد بسیار متفاوت برای تولید 200 اسب بخار
در قلب این رقابت تفاوت اساسی در نحوه ساخت موتور چهار سیلندر هر سازنده وجود دارد. رویکرد هوندا بر ریخته گری دقیق و انتخاب مواد متمرکز است. CBR1000RR-R Fireblade از a سیلندر موتور سیکلت آلیاژ آلومینیوم هوندا ساخت و ساز با دیوارهای حفرهای با روکش نیکسیل، تکنیکی که هوندا طی دههها توسعه دوچرخههای جادهای تحت تأثیر MotoGP آن را اصلاح کرده است. سوراخ آن 81 میلیمتر و طول آن 48.5 میلیمتر است که یک کاراکتر کوتاه و دور بالا ایجاد میکند که در 14500 دور در دقیقه به حداکثر قدرت میرسد.
BMW مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. S1000RR از یک سوراخ 80 میلیمتری و 49.7 میلیمتر استفاده میکند، اعدادی که روی کاغذ شبیه به هم هستند اما منحنی قدرت متفاوتی را ایجاد میکنند. BMW همچنین از بلوک سیلندر آلومینیومی استفاده می کند، اما مشخصات متالورژی و فرآیند ریخته گری با هوندا متفاوت است. پوشش سوراخ سیلندر Alusil BMW به طور مستقیم بر روی بلوک آلیاژی اعمال می شود و نیاز به یک آستر جداگانه را از بین می برد. این باعث صرفه جویی در وزن می شود اما ویژگی های سایش متفاوتی را در طول مسافت پیموده شده ایجاد می کند.
قدرت خروجی و منحنی گشتاور تفاوت
BMW S1000RR 2024 تولید می کند 210 اسب بخار در 13750 دور در دقیقه و 113 نیوتن متر گشتاور در 11000 دور در دقیقه. هوندا CBR1000RR-R Fireblade SP تولید می کند 217.5 اسب بخار در 14500 دور در دقیقه (در پیکربندی مسابقه بدون محدودیت ایرباکس) یا تقریباً 214 اسب بخار در تریم قانونی جاده. مزیت قدرت هوندا در اوج واقعی است، اما منحنی گشتاور بیامو گستردهتر و در کمتر از 10000 دور در دقیقه قابل دسترستر است، که باعث میشود در شرایط رانندگی در دنیای واقعی که به ندرت به خط قرمز برخورد میکنید، احساس قویتری داشته باشید.
| مشخصات | هوندا CBR1000RR-R | BMW S1000RR |
|---|---|---|
| جابجایی موتور | 999.9 سی سی | 999 سی سی |
| سوراخ × سکته مغزی | 81.0 × 48.5 میلی متر | 80.0 × 49.7 میلی متر |
| اوج قدرت | ~214 اسب بخار در 14500 دور در دقیقه | 210 اسب بخار @ 13750 دور در دقیقه |
| حداکثر گشتاور | 113 نیوتن متر در 12500 دور در دقیقه | 113 نیوتن متر در 11000 دور در دقیقه |
| خط قرمز | 14000 دور در دقیقه (جاده)، 15000 دور در دقیقه (مسابقه) | 14600 دور در دقیقه |
| مواد بلوک سیلندر | آلیاژ آلومینیوم با سوراخ نیکسیل | آلیاژ آلومینیوم با سوراخ آلوسیل |
| نسبت تراکم | 13.5:1 | 13.3:1 |
چرا طراحی سیلندر موتور سیکلت آلیاژ آلومینیوم هوندا برای طول عمر اهمیت دارد؟
سیلندر موتورسیکلت آلیاژ آلومینیوم هوندا فقط یک انتخاب مواد نیست - بلکه منعکس کننده کل رویکرد هوندا به مهندسی احتراق داخلی است. تلورانسهای ریختهگری هوندا در بلوک سیلندر CBR1000RR-R به قطر 0.002 ± میلیمتر میرسد، محکمتر از آنچه که اکثر ماشینفروشیهای پس از فروش میتوانند با تجهیزات حفاری مجدد به دست آورند. این دقت به این معنی است که فاصله پیستون به دیوار در طول عمر موتور ثابت می ماند و مصرف روغن را کاهش می دهد و تراکم را تا مدت ها پس از نیاز رقبا به بازسازی حفظ می کند.
موتورسوارانی که هر دو دوچرخه را به طور گسترده ردیابی کرده اند گزارش می دهند که موتور هوندا خوانش تراکم ثابت را در فواصل بازرسی سوپاپ (هر 16000 کیلومتر) بدون سایش قابل توجه سیلندر، حتی در دوچرخه هایی که در محیط های روز پیست استفاده می شوند، حفظ می کند. سوراخ آلوسیل BMW اگرچه سبک تر است، اما می تواند سایش مخروطی قابل اندازه گیری را در دوچرخه هایی که به شدت در مسیر در آب و هوای گرم مورد استفاده قرار می گیرند نشان دهد زیرا آلیاژهای آلومینیوم-سیلیکون ضریب انبساط حرارتی بالاتری نسبت به روکش نیکسیل استفاده می کند. این یک انتقاد نیست - این یک معامله بی ام و است که آگاهانه برای رسیدن به وزن هدف خود ساخته شده است.
شاسی، سیستم تعلیق و هندلینگ: جایی که این دوچرخه ها بیشتر احساس متفاوتی دارند
احساس شاسی جایی است که بحث هوندا 1000rr در مقابل bmw s1000rr بسیار ذهنی می شود - اما همچنین جایی که داده های قابل اندازه گیری می توانند بحث را منقبض کنند. هوندا از یک قاب آلومینیومی دوقلو استفاده کرد که مستقیماً از کار مفهومی RC213V-S MotoGP قرض گرفته شده بود. موقعیت محوری بازو چرخشی، زاویه سر در 23.6 درجه، و مسیر در 96 میلی متر، همگی نشان دهنده تنظیماتی هستند که برای پایداری ورودی در پیچ در سرعت های بالاتر از 150 کیلومتر در ساعت بهینه شده است.
BMW از قاب پل آلومینیومی معمولی تری استفاده می کند، اما با هندسه فرمان تهاجمی تر آن را جبران می کند: زاویه سر 23.4 درجه و دنباله 95.8 میلی متر. این تفاوت ناچیز به نظر می رسد، اما همراه با بازوی بلندتر BMW (622 میلی متر در مقابل 618 میلی متر هوندا) پلت فرم پایدار تری را تحت شتاب گیری از پیچ های آهسته ایجاد می کند. اکثر سوارکاران باتجربه پیست S1000RR را آسانتر در پیچهای طولانی و سریع مدیریت میکنند. CBR1000RR-R بیشتر در تغییر جهت با سرعت بالا کاشته می شود.
وزن و توزیع وزن
BMW S1000RR 2024 وزن دارد 197 کیلوگرم خیس (با مایعات، بدون سوخت). هوندا CBR1000RR-R SP وزن دارد 201 کیلوگرم مرطوب . این تفاوت 4 کیلوگرمی در مسیر معنی دار است - تقریباً معادل برداشتن یک بطری آب 500 میلی لیتری از هر گوشه دوچرخه است. BMW از طریق استفاده تهاجمی از اجزای منیزیم، مخزن سوخت تیتانیومی، و سوراخ سیلندر سبک تر Alusil که جرم مجزای آستر را حذف می کند، به این امر دست می یابد.
هوندا با تمرکز انبوه جبران می کند. CBR1000RR-R جرم سوخت خود را پایین تر و جلوتر از S1000RR قرار می دهد. در ترکیب با مرکز ثقل پایینتر از طراحی موتور جمعوجور، بسیاری از سوارکاران گزارش میدهند که هوندا پس از حرکت، سبکتر از آنچه در برگه مشخصات آن نشان میدهد، احساس سبکتری میکند، بهویژه از طریق تغییر جهت زیر 80 کیلومتر در ساعت.
مقایسه سخت افزار تعلیق
هر دو دوچرخه دارای سیستم تعلیق قابل تنظیم الکترونیکی در تریمهای نوع SP/M خود هستند.
- هوندا CBR1000RR-R SP: شاخک های جلوی مسابقه ای Öhlins NPX25/MK و شوک عقب TTX36، هر دو با سیستم کنترل EERA (تجهیز الکترونیکی سواری) هوندا. این سیستم حرکت شاسی را 200 بار در ثانیه می خواند و میرایی را به طور مستقل تنظیم می کند.
- پکیج BMW S1000RR M: سیستم تعلیق Öhlins DDC (کنترل میرایی پویا) کاملا قابل تنظیم. پیاده سازی BMW سیستم تعلیق را با IMU شاسی در 100 هرتز ادغام می کند، سرعت خواندن پایین تر اما با الگوریتم های پیش بینی پیچیده تر.
- استاندارد S1000RR (بدون M): از سیستم تعلیق نیمه فعال خود BMW استفاده می کند که مناسب است اما در سطح سخت افزار Öhlins نیست.
- استاندارد CBR1000RR-R (بدون SP): شاخک پیستون بزرگ Showa ثابت - با کیفیت بالا اما قابل تنظیم الکترونیکی نیست.
برای اکثر سوارکاران جادهای، سیستم تعلیق استاندارد BMW S1000RR راحتتر است، زیرا سیستم DDC کار بیشتری را بهطور خودکار انجام میدهد. راهاندازی Öhlins هوندا SP به سوارانی که تنظیمات سیستم تعلیق را درک میکنند، پاداش میدهد، اما اگر به صورت دستی به درستی شمارهگیری نشوند، میتوانند در سطوح ضعیف جاده احساس خشن کنند.
بسته الکترونیکی: برتری BMW در فناوری خام
در بحث الکترونیکی هوندا 1000rr در مقابل bmw s1000rr، BMW یک مزیت واقعی و قابل توجه دارد. S1000RR یکی از اولین سوپر دوچرخه های تولیدی بود که یک IMU شش محوره را به عنوان تجهیزات استاندارد در تمام سطوح تریم و نه فقط نسخه برتر ارائه کرد. این IMU کنترل کشش حساس به زاویه، ABS در پیچ ها، مدیریت ترمز موتور و کنترل چرخ چرخ را به طور همزمان هدایت می کند - همه در زمان واقعی بر اساس نگرش واقعی دوچرخه در فضای سه بعدی محاسبه می شوند.
هوندا CBR1000RR-R از یک IMU 5 محوره استفاده می کند (محور ششم نرخ چرخش است که هوندا آن را متفاوت ادغام می کند). تفاوت عملی در جاده سواری ظریف است، اما در مسیر قابل اندازه گیری است: سیستم BMW اجازه می دهد تا اصلاحات زاویه نازک تری را در کنترل کشش کمی تهاجمی تر کند زیرا داده های وضعیت دقیق تری برای کار با آن دارد. دادههای زمان دور از مربیان حرفهای در مدارهایی مانند Jerez نشان میدهد که تجهیزات الکترونیکی S1000RR به گونهای مداخله میکنند که نسبت به سیستم پایه CBR1000RR-R شفافتر و کمتر نفوذی به نظر میرسد، اگرچه هوندا از سال 2022 با بهروزرسانیهای نرمافزاری این شکاف را به طور قابل توجهی کاهش داده است.
حالت های سواری و سفارشی سازی کاربر
BMW چهار حالت استاندارد سواری (باران، جاده، پویا، مسابقه) به اضافه دو حالت کاملاً قابل تنظیم را ارائه می دهد. هر حالت به طور مستقل توان خروجی موتور، پاسخ دریچه گاز، کنترل کشش، شدت ABS و میرایی سیستم تعلیق را در صورت نصب DDC تنظیم می کند. عمق سفارشی سازی چشمگیر است: کنترل کشش به تنهایی دارای 11 سطح در سبک های مختلف مداخله است، نه فقط یک مقیاس ساده 1-10.
هوندا پنج حالت (کاربر، اسپرت، باران، مسیر، قدرت) را با سفارشی سازی مشابه ارائه می دهد، اما رابط کاربری برای تنظیم پارامترها کمتر بصری است و برای پیمایش به فشار دادن دکمه های بیشتری نیاز دارد. حالت مسابقه هوندا که از طریق داشبورد قابل دسترسی است، امکان غیرفعال کردن کنترل کشش و ABS را به طور کامل برای استفاده با تجربه در پیست فراهم میکند – BMW برای غیرفعال کردن کامل سیستمهای ایمنی به یک قفل خاص فعال شده توسط فروشنده نیاز دارد تا سیستمهای ایمنی را به طور کامل غیرفعال کند، که لایهای از اصطکاک را برای سواران روز میافزاید.
عملکرد QuickShifter و Auto-Blipper
هر دو دوچرخه به صورت استاندارد دارای شیفترهای دو جهته هستند. دستیار شیفت پرو بیامو بهعنوان بهترین شیفتر تولیدی در هر موتورسیکلت قانونی جادهای در نظر گرفته میشود که امکان تعویض دندهها و دندههای بدون کلاچ را از سرعت پیادهروی تا دریچه گاز کامل بدون تردید یا تکانهای شدید فراهم میکند. دنده سریع هوندا عالی است اما برای فعال شدن تمیز به فشار تعویض دنده کمی بیشتر نیاز دارد، به خصوص در هنگام دنده پایین در سرعت های پایین. برای خیابان سواری، تفاوت آکادمیک است. برای بهینهسازی زمان دور، سیستم BMW تا حدی جلوتر است.
عملکرد ترمز: نتایج مشابه از طریق مهندسی های مختلف
ترمز یکی از زمینههایی است که هر دو دوچرخه با وجود مشخصات سختافزاری متفاوت، از نظر عملکرد در دنیای واقعی به هم نزدیک میشوند.
هوندا CBR1000RR-R از کالیپرهای تک بلوک Brembo Stylema استفاده می کند که دیسک های 330 میلی متری را در جلو می گیرند که توسط یک سیلندر اصلی برمبو با سیستم ABS ترکیبی هوندا هدایت می شود. Brembo Stylema همان کالیپر مورد استفاده در Ducati Panigale V4R و Aprilia RSV4 Factory است که نشان دهنده استاندارد طلایی فعلی در سخت افزار ترمز سوپربایک تولیدی است. میانگین فاصله توقف از 100 کیلومتر در ساعت در تست های مستقل 38.4 متر .
BMW S1000RR از ترمزهای توسعه یافته خود BMW استفاده می کند: دیسک های جلوی 320 میلی متری با کالیپرهای شعاعی چهار پیستونی و Race ABS BMW. از سرعت 100 کیلومتر در ساعت، میانگین مسافت توقف است 37.9 متر - بسیار کوتاهتر از هوندا، تفاوتی که به کالیبراسیون ABS BMW نسبت داده میشود که دورههای کمی طولانیتر را بدون مداخله قبل از تعدیل میدهد. در سناریوهای ترمز در مسیر، کالیپرهای برمبو هوندا از طریق اهرم بازخورد بهتری ارائه میکنند، که معمولاً سواران با تجربهتر برای دقت ورود به پیچ ترجیح میدهند.
هزینه های نگهداری و مالکیت طولانی مدت: مزیت آشکار هوندا
اینجاست که مقایسه هوندا 1000rr در مقابل bmw s1000rr به طور قطعی به نفع هوندا برای اکثر دارندگان دنیای واقعی متمایل می شود. تلورانسهای تولید محکمتر بلوک سیلندر موتورسیکلت آلیاژ آلومینیوم هوندا مستقیماً به فرکانس تعمیر و نگهداری کمتر و هزینه در طول عمر دوچرخه تبدیل میشود.
فواصل بررسی سوپاپ و سرویس موتور
هوندا هر بار بررسی سوپاپ را مشخص می کند 16000 کیلومتر برای CBR1000RR-R. BMW هر بار بررسی سوپاپ را مشخص می کند 12000 کیلومتر برای S1000RR. در عمل، اکثر دارندگان هوندا گزارش میدهند که سوپاپهایشان در دو یا سه بازه اول بررسی دوچرخههای جادهای هنوز در حد مشخصات هستند، و این فاصله زمانی را بیشتر از هزینه تعویض واقعی میکند. صاحبان BMW معمولاً در بررسی دوم، سوپاپها را در حد سایش یا نزدیک به آن پیدا میکنند، به ویژه در دوچرخههایی که در مسیر استفاده میشوند.
یک تنظیم کامل سوپاپ در نمایندگی ها تقریباً 450-600 یورو برای هوندا و 600-800 یورو برای BMW هزینه دارد که هم نشان دهنده زمان کار بیشتر در طرح موتور S1000RR و هم نرخ بالای کار نمایندگی BMW در بیشتر بازارها است. بیش از 50000 کیلومتر استفاده از جاده، این تفاوت به طور قابل توجهی ترکیب می شود.
مصرف روغن و یکپارچگی مهر و موم
موتورهای هوندا CBR1000RR-R در جاده ها به طور مداوم مصرف روغن را زیر 50 میلی لیتر در هر 1000 کیلومتر در طول عمر خود نشان می دهند. موتورهای BMW S1000RR روغن بیشتری مصرف می کنند، به ویژه در طول 20000 کیلومتر اول - 100-150 میلی لیتر در هر 1000 کیلومتر غیرعادی نیست و در محدوده قابل قبول اعلام شده BMW است. این یک نتیجه از ویژگی های مهر و موم حلقه های متفاوت حفره آلوسیل در طول چرخه های گرم کردن است. هیچ کدام از این رقم ها نشان دهنده خرابی موتور نیستند، اما دارندگان هوندا روغن خود را کمتر چک می کنند و کمتر آن را شارژ می کنند.
| مورد تعمیر و نگهداری | هوندا CBR1000RR-R | BMW S1000RR |
|---|---|---|
| فاصله تعویض روغن | 8000 کیلومتر | 10000 کیلومتر |
| فاصله بررسی سوپاپ | 16000 کیلومتر | 12000 کیلومتر |
| هزینه کار بررسی سوپاپ (تقریبا) | 450-600 یورو | 600-800 یورو |
| تعویض مایع خنک کننده | هر 3 سال یکبار | هر 2 سال |
| تعویض شمع | 24000 کیلومتر | 18000 کیلومتر |
| برآورد هزینه خدمات 5 ساله (استفاده از جاده) | 2800-3500 یورو | 3800-5200 یورو |
در دسترس بودن قطعات و پشتیبانی پس از فروش
مقیاس تولید جهانی هوندا به این معنی است که قطعات CBR1000RR-R تقریباً در هر قاره با زمان تولید کوتاهتر از قطعات موتور اسپرت BMW در دسترس هستند. پشتیبانی پس از بازار از سیلندر موتور سیکلت آلیاژ آلومینیوم هوندا - از جمله کیت های پیستونی بزرگ، آسترهای جایگزین و سوراخ های عملکردی - گسترده است زیرا طراحی سیلندر هوندا به اندازه کافی در طول نسل ها سازگار بوده است تا متخصصان بتوانند ابزار مخصوص آن را توسعه دهند. اجزای داخلی موتور S1000RR بیامو بین طراحی مجدد 2018 و بهروزرسانیهای بعدی بهطور قابلتوجهی تغییر کرد و بازار پس از آن را تا حدودی تکه تکه کرد و قطعات قبل از 2019 را با موتورهای فعلی غیرقابل تعویض کرد.
ارگونومی و قابلیت استفاده روزانه
هر دو دوچرخه ابتدا ماشین های مسابقه ای هستند و هیچ کدام از نظر استانداردهای تور راحت نیستند. اما آنها در میزان ناراحتی و در کدام موقعیت ها تفاوت معنی داری دارند.
هوندا CBR1000RR-R موقعیت سواری شدیدتری نسبت به S1000RR دارد. موقعیت فرمان پایینتر و دسترسی به میلهها طولانیتر است، به گونهای که به سبک ماشینهای MotoGP به گونهای طراحی شده است که وزن سوار را به طور کامل روی چرخ جلو فشار دهد. برای سوارکاران زیر 175 سانتی متر، این موقعیت می تواند از کیلومتر اول احساس تهاجمی داشته باشد. برای سواران قد بلندتر، ارگونومی در واقع طبیعی تر است، زیرا فاصله بیشتر، ابعاد بلندتر تنه را بدون خم شدن بیش از حد رو به جلو را در خود جای می دهد.
بامو S1000RR بهطور پیشفرض از فرمانهای بلندتر و کمی عریضتر استفاده میکند، و رابطه صندلی به رکاب پایینتر است. سواران به طور مداوم S1000RR را برای قابلیت استفاده روزانه در جاده های زیر 200 کیلومتر رتبه بندی می کنند. فراتر از 200 کیلومتر، هر دو دوچرخه به طور یکسان به دلیل ناکافی بودن پد صندلی ناراحت می شوند، در این مرحله تنها راه حل عملی یک صندلی پس از فروش است.
هر دو دوچرخه دارای محدوده سوخت کمتر از حد متوسط هستند: مخزن 16.1 لیتری هوندا تقریباً 180 تا 200 کیلومتر را در جاده با سرعت متوسط ارائه می دهد. باک 16.5 لیتری BMW محدوده مشابهی را ارائه می دهد. هیچکدام برای سفرهای طولانی بدون توقف برنامه ریزی شده سوخت در هر 150 تا 170 کیلومتر هنگام سوار شدن با سرعت قانونی بزرگراه مناسب نیستند.
عملکرد Track Day: جایی که S1000RR دارای لبه اصلی است
در مدار، BMW S1000RR به طور مداوم زمانهای دور سریعتری را در دستان سواران آماتور متوسط و پیشرفته ثبت میکند. این به خوبی در آزمایشهای چند روزه مستقل در Portimão، والنسیا، و Mugello مستند شده است. میانگین فاصله زمانی دور بین یک آماتور ماهر در S1000RR در مقابل همان سوارکار در CBR1000RR-R معمولاً 0.8-1.4 ثانیه در هر دور در یک مدار 4 کیلومتری، که عمدتاً توسط وسایل الکترونیکی BMW هدایت میشود، استفاده کامل از توان اولیه را در خروجیهای پیچ آسانتر میکند و تعادل شاسی کاربر پسندتر آن را در هنگام ترمزگیری آسانتر میکند.
در سطح حرفه ای، شکاف به طور چشمگیری کاهش می یابد. وقتی دادههای مسابقات قهرمانی جهانی Superbike بررسی میشود، ماشینهای مبتنی بر CBR1000RR-R هوندا و دوچرخههای کارخانهای BMW S1000RR در طول فصلهای 2022-2024 برنده شدهاند، که نتیجه آن بیشتر بر اساس مهارت سوارکار و کار راهاندازی تعیین میشود تا برتری ماشین پایه.
برای افرادی که 10 تا 15 روز در سال دوچرخه خود را دنبال می کنند و بقیه زمان را در جاده می رانند، S1000RR انتخاب کارآمدتری برای بهبود زمان دور است. برای افرادی که عمدتاً جاده سواری می کنند و 2 تا 3 روز در سال پیست می کنند، قابلیت اطمینان برتر هوندا و هزینه های جاری کمتر در طول زمان آن را به بسته کلی بهتری تبدیل می کند.
قیمت خرید و استهلاک
قیمت های جدید خرید در بازارهای اروپایی برای مدل های 2024:
- هوندا CBR1000RR-R فایربلید (استاندارد): تقریبا 20400 یورو
- هوندا CBR1000RR-R Fireblade SP: تقریبا 28500 یورو
- BMW S1000RR (استاندارد): تقریبا 19900 یورو
- پکیج BMW S1000RR M (با چرخ های کربنی M، سیستم تعلیق DDC): تقریبا 28900 یورو
در سطح تریم استاندارد، قیمت ها تقریباً یکسان است و BMW یک مزیت جزئی را ارائه می دهد. با این حال، شکاف مشخصات بین انواع استاندارد و SP/M به طور قابل توجهی متفاوت است: دوچرخه استاندارد هوندا در حال حاضر شامل بیشتر مواردی است که Fireblade را رقابتی میکند، در حالی که S1000RR استاندارد BMW فاقد سیستم تعلیق نیمه فعال است که اکثر سوارکاران جدی آن را ضروری میدانند و نیاز به ارتقاء پکیج M برای رسیدن به سطوح مشخصات معادل دارد.
داده های استهلاک سه ساله از بازارهای اصلی موتورسیکلت اروپایی نشان می دهد که هوندا CBR1000RR-R تقریباً حفظ شده است. 68-72٪ ارزش جدید آن در مقایسه با 62-66٪ برای BMW S1000RR. ارزشهای باقیمانده قویتر هوندا هم درک برند و هم سابقه قابلیت اطمینان مستند را منعکس میکند که عدم اطمینان خریدار را در بازار کارکرده کاهش میدهد.
در واقع کدام دوچرخه را باید بخرید؟
تصمیم هوندا 1000rr در مقابل bmw s1000rr در نهایت به چیزی بستگی دارد که برای شما ارزش بیشتری قائل هستید و اینکه واقعاً چگونه از یک سوپربایک استفاده می کنید.
هوندا CBR1000RR-R را بخرید اگر:
- شما قصد دارید بیش از 4 سال مالک دوچرخه باشید و می خواهید هزینه های جاری کمتری داشته باشید
- شما بیشتر رانندگی در جاده انجام می دهید تا کار پیست (زیر 5 روز پیست در سال)
- شما در منطقه ای زندگی می کنید که خدمات نمایندگی BMW گران است یا موقعیت نامناسبی دارد
- شما می خواهید حس بهتری از موتور در بالای محدوده دور داشته باشید و برای پیدا کردن آن مشکلی ندارید
- ارزش فروش مجدد و قابلیت اطمینان بلند مدت اولویت هستند
- شما می خواهید دقت سیلندر موتور سیکلت آلیاژ آلومینیوم هوندا مشتق از MotoGP که در میلیون ها واحد تولیدی تایید شده است
BMW S1000RR را بخرید اگر:
- دوچرخه را به طور مکرر دنبال می کنید (8 روز یا بیشتر در سال) و می خواهید دورهای آماتوری سریع تری با تلاش کمتر داشته باشید
- مجموعه الکترونیک و سفارشی سازی رابط کاربری برای شما مهم هستند
- شما بیشتر در آب و هوای سرد یا غیرقابل پیش بینی سوار می شوید که قابلیت استفاده از حالت باران روزانه اهمیت دارد
- شما منحنی گشتاور گسترده تر را برای سواری در خیابان بر ارقام اوج اسب بخار اولویت می دهید
- شما برای مزیت وزن 4 کیلوگرمی و احساسی که از طریق تغییر جهت سریع ایجاد می کند ارزش قائل هستید
- در ازای دسترسی روزانه، با هزینههای نگهداری بالاتر راحت هستید
هیچ کدام از این دو دستگاه انتخاب بدی نیستند. در این قیمت و سطح عملکرد، هر دو نشان دهنده وضعیت مطلق هنر در مهندسی سوپربایک تولید هستند. حاشیه بین آنها به اندازه کافی کم است که مهارت سوارکار، انتخاب لاستیک و کیفیت نصب بسیار بیشتر از نشان روی مخزن مهم است. آنچه مهم است تطبیق شخصیت دوچرخه با زندگی واقعی خود است - نه زندگی سواری که تصور می کنید.








